ناگفته های توافق ژنو را بشنوید

ناگفته های توافق ژنو را بشنوید.
دوستان فایل را دانلود کنید و انتشار دهید. مردم باید بدانند برای شنیدن چه چیزی نامحرم هستند.
سخنران :حجه الاسلام نبویان نماینده مجلس شورای اسلامی 
برای دانلود بر روی لینک دانلود کلیک کنید.


قبلا فایلی رو با نام فتنه عمیق بر روی وبلاگم گذاشته بودم که سخنران آن سردار مشفق هستند و در مورد فتنه 88 سخنرانی کردند اگر برای دانلود مشتاق هستید بر روی لینک زیر کلیک فرمایید.


دوباره ندای أین عمار می آید

دو مطلب( پست ثابت)

دوستی تو وبلاگم این نظر رو گذاشتو ازم خواست تا اون رو منتشر کنم من هم منتشر کردم و اما مطلب ایشون:

حضرت امام حسن مجتبی (ع) در عالم خواب یا مکاشفه به مرحوم آیت الله میرزا محمد باقر فقیه ایمانی فرمودند :
«در منبرها به مردم بگویید و به آنان دستور دهید .توبه کنند و درباره ی تعجیل ظهور حضرت دعا کنید .
دعا برای آمدن آن حضرت مانند نماز میت نیست که واجب کفایی باشد و با انجام دادن عده ای از دیگران ساقط شود ؛بلکه مانند نمازهای پنج گانه است برهر مرد و زن بالغ واجب است برای ظهور امام زمان غایب دعا کنند.»
آشتی با امام عصر ص91

مطلب دوم

امام زمان عجل الله تعالی فرجه به یکی از دوستان خود که از آن حضرت پرسیده بود:
آقاجان! قربانتان بشوم, چرا
با اینکه ما این همه دعای فرج را می خوانیم شما نمی آیید؟
فرمودند: شما که دعای فرج را نمی خوانید! شما
دعای سلامتی من را می خوانید (یعنی اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن ....
شما باید دعای(الهی عظم البلا) را زیاد بخوانید
سلام من دارم سعی می کنم این دو مطلب را در اینترنت گسترش بدم به این صورت که به وبلاگای مختلف سر می زنم و در نظراتشون این مطلب رو میذارم اگه اون افراد هم در هرروز یا ماه به چند نفر خبر بدن افراد زیادی مطلع میشن یا اینکه یه پست از این مطلب تو وبلاگت قرار بده ،یا به اطرافیانتون یاد آوری کنین اگه هستی بهم خبر بده لطفا
وبا هر توانی که داری این مطلب رو منتشر کنید
امام زمان و سید بن طاووس صفحه238.نجم الثاقب صفحه 480

لینک صاحب مطلب 

پیشنهاد می کنم این لینک را از دست ندهید.

گزینه روی میز امریکا گیر کرده

گزینه روی میز امریکا گیر کرده


نابغه اقتصادی

گفت: چرا نُچ‌نُچ می‌کنی؟!

گفتم: خیلی خطرناک است! معلوم نیست چرا برخی از مدعیان اصلاحات، مسائل امنیتی را رعایت نمی‌کنند؟!

گفت: چطور مگه؟! چی شده؟!

گفتم: روزنامه زنجیره‌ای آفتاب‌یزد در صفحه اول خود با اشاره به بی‌تدبیری در توزیع سبد کالا، از قول شخصی بنام «بهمن آرمان» تیتر زده که «این صف‌های طویل نشان‌دهنده 8 سال بی‌تدبیری است»!

گفت: خب! کجای این تیتر و آن اظهارنظر نشانه بی‌توجهی به مسائل امنیتی است؟!

گفتم: مرد حسابی! یعنی نمی‌دانند که آمریکا و کشورهای اروپایی با بزرگترین بحران اقتصادی تاریخ خود روبرو هستند؟! خب! ممکن است این اقتصاددان نابغه را بدزدند و با خود ببرند!

آقای رئیس جمهور مگر توافق ژنو چیزی برای دفاع دارد

سبد کالای اساسی با چند ایراد اساسی

اول کلام سبد کالا به من تعلق گرفته است و این پست من رو به حساب این نگذارید که «مثلا چون سبد کالا بهش تعلق نگرفته یه چیزی میگه» 

توزیع سبد کالا به این شکل از چند ایراد اساسی که من با عقل ناقص خودم فهمیدم نمی دونم دولتمردانی که دم از نظر کارشناسی می زنند چطور نفهمیدند:

 1- سبد کالا به کسانی تعلق گرفته که اصلا قرار نبوده به آنها تعلق بگیره مثل رئیس شورای شهر تهران و محمدرضا خاتمی برادر محمد خاتمی از شران فتنه 88 (محمدرضا پزشک فوق تخصص مجاری ادراری است)

 2- کسانی را می شناسم که تنها درآمد ماهیانه اونها یارنه شان هست ولی سبد کالا نگرفتند.

 3-اما نکته ای که خیلی به چشم میاد صف های طولانی گرفتن سبد کالاست نکته ای که خیلی مهمه کسانی که ایستادن ماشین ها در صف گاز سی ان جی را به تمسخر می گرفتند و می گفتند ما در انقلاب به صف ایستادن عادت داریم و آن را موجب تحقیر ملت ایران می دانستند امروز از دولتی حمایت می کنند که انسان ها را در سرمای چله زمستان در صفهای دو یا سه ساعته برای 50000 تومان سبد نگه می دارند. و به آن افتخار می کنند. کسانی که شارژ یارانه رو در حساب مردم گداپروری و اقتصاد صدقه ای می دانستند امروز سبد کالا را تدبیر خوب دولت می دانند.

 اما نکته ای که ما از آن نباید غافل باشیم و غرض اصلی من از نوشتن این مطلب هم هست تأثیر صف های طولانی در مذاکرات ایران و 5+1 هست.

 زمان آغاز مذاکرات در دولت جدید با 5+1 رئیس جمهور محترم از خزانه خالی نام بردند که منجر به گستاخ شدن دشمنان ملت ایران شد و نتیجه آن خالی شدن دست مذاکره کنندگان ایرانی شد و به امضای توافقنامه نامتوازن ژنو شد.

 بعد از توافق ژنو دکتر ظریف وزیر محترم امور خارجه در سخنی نسنجیده تر از سخنان دکتر روحانی گفتند امریکا می تواند با یک بمب تمام امکانات نظامی ما را از کار بیاندازد. بعد از سخنان وزیر امریکایی ها پرروتر گشته و گفتند در صورت عدم اجرای توافق ژنو از سوی ایران اقدان به حمله نظامی علیه ایران خواهیم کرد.  

بعد از اجرای توافق ژنو در زمان دریافت اولین قسط از دارایی هایمان سبد کالا به این شکل در میان مردم توزیع شد و صف های طویلی شکل گرفت. این نحوه توزیع می تواند حامل این پیام برای غرب باشد که تحریمها کارساز بوده ومردم ایران داشتند از گرسنگی میمردند که الان برای 50000 تومان تو سرما ایستادند تا گرسنه نمانند و این بسیار بدتر از نحوه غلط تخصیص و توزیع سبد کالاست.

 - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

 برای دیدن عکس صف های طویل کلیک کنید.

 برای دیدن سندی که نشان می دهد رئیس شورای شهر تهران و یاران خاتمی سبد کالا میگیرند کلیک کنید.

شاهین نجفی خوک صفت

جانم فدای امام هادی(ع)

از خوک کثیف شاهین نجفی باید پرسید؟ چند نفر در جهان جانشان را برایت خواهد داد ؟ همانهایی که امروز از تو تمجید می کنند زمانی تو را مثل دستمال کاغذی که باهاش دستشویی میکنند، در سطل آشغال خواهند انداخت.
اما میلیونها نفر در جهان جانشان را برای امام هادی خواهند داد

شاهین نجفی را خواهیم کشت.

جانباز شهید احمد اسدپور

در روزگاری که اگر یکی از ما کار خیری کنیم برای اینکه ریا نباشه! اون رو تو بلندگو جار می زنیم، جانباز شیمیایی که حاضر به تشکیل پرونده جانبازی نبود به دوستان شهیدش پیوست.

شهیدی که حتی در بنر عروجش نام شهید قرار نداشت.

برای شادی روح همه شهدا و شهید احمد اسدپور گنجی یک صلوات بفرستید.

دهه فجر مبارک

انقلاب 

ما انفجار نور

بود

رهبر در کنار پدر


اولین و آخرین نماز

رضا سگه ... یه لات بود تو مشهد ...
یه روز داشت میرفت تو دعوا شهیدچمران دیدش، دستش گرفت و گفت اگه مردی بیا بریم جبهه.
به غیرتش برخورد و به همراه شهید چمران رفت به جبهه ....
تو جبهه واس خرید سیگار با دژبان درگیر میشه و با دستبند میاوردنش تو اتاق شهید چمران، رضا شروع میکنه به فحش دادن به شهید چمران، وقتی دید که شهید چمران به فحش هاش توجه نمیکنه .... یه دفه داد زد کچل با توأم ...!!!
شهید چمران با مهربانی سرش رو بالا آورد و گفت : چیه ؟ چی شده عزیزم؟
چیه آقا رضا، چه سیگاری میکشی؟!!... برید براش بخرید و بیارید...!
آقا رضا که تحت تأثیر رفتار شهید چمران قرار گرفته میگه: میشه یه دوتا فحش بهم بدی؟! کشیده ای، چیزی!!
شهید چمران : چرا؟
آقا رضا: من یه عمر به هرکی بدی کردم، بهم بدی کرده.... تاحالا نشده بود به کسی فحش بدم و اینطور برخورد کنه...
شهید چمران: اشتباه فکر میکنی...!یکی اون بالاست، هرچی بهش بدی میکنم، نه تنها بدی نمیکنه، بلکه با خوبی بهم جواب میده... هی آبرو بهم میده...!
گفتم بذار یه بار یکی بهم فحش بده بگم بله عزیزم... یکم مثل اون شم...!
آقا رضا جاخورد و رفت تو سنگر نشست و زار زار گریه میکرد... اذان شد، آقا رضا اولین نماز عمرش بود... سر نماز موقع قنوت صدای گریش بلند بود ...
وسط نماز، صدای سوت خمپاره اومد .... صدای افتادن یکی روی زمین شنیده شد ...
آری آقا رضا اولین و آخرین نماز عمرش را خواند و پرکشید... !

آقای خامنه‌ای! بگویید دیگر روضه حضرت قاسم نخوانند

سرتیم محافظان گفت :« اینم آقای خامنه ای! بگو دیگر حرفت را » ناگهان رییس جمهور با زبان آذری سلیسی گفت: « شما اسمت چیه پسرم؟» پسر که با شنیدن گویش مادری اش انگار جان گرفته بود ، با هیجان و به ترکی گفت:« آقاجان! من مرحمت هستم. از اردبیل تنها اومدم تهران که شما را ببینم.»

داستان جبهه رفتن+وصیت نامه

ادامه نوشته

مردان و زنان دیروز و امروز

مردان دیروز و امروز
 
زنان دیروز و امروز
منبع: فرهنگ نیوز

توافق نامتوازن ژنو

چند سوال

 رئیس جمهور در خوزستان گفتند توافق ژنو یعنی « تسلیم قدرت های بزرگ در برابر ملت ایران» 

نکته: رئیس جمهور هم می داند اکثریت مردم ایران انرژی هسته ای را حق مسلم خود می دانند و حاضر نیستند که آن را از دست بدهند به همین دلیل از مقاومت می گویند هر چند تحلیل ایشان بسیار ناصواب است.

چند سوال:

آقای رئیس جمهور شما که نظر اکثریت مردم را می دانید چرا در توافق حاصله این همه باج دادید؟ به این فکر کردید که این ملت برای چه به شما رای داده اند؟ با خون شهدای هسته ای چه می کنید؟ چرا برای سرپوش گذاشتن بر روی مسیر اشتباه خود ندای مقاومت سر می دهید؟ زمانی که همه چیز هویدا شد و  همه ملت فهمیدند که شما چه دادید و چه گرفتید در پیش گاه ملت چگونه پاسخ خواهید داد؟ 

ترک گناه برابر است با خشنودی دل امام زمان(عج)

دانشجو بود...دنبال عشق و حال،خیلی مقید نبود،یعنی اهل خیلی کارها هم بود،تو یخچال خونه ش مشروب هم میتونستی پیدا کنی....


از طرف دانشگاه اردو بردنشون قم...قرار شد با مرحوم آیت الله بهجت(ره)هم دیدار داشته باشن..از این به بعد رو بذارید خود حمید براتون تعریف کنه...

وقتی رسیدیم پیش آقای بهجت...بچه ها تک تک ورود میکردن و سلام میگفتن،آقای بهجت هم به همه سلامی میگفت و تعارف میکرد که وارد بشن...من چندبار خواستم سلام بگم...منتظر بودم آقای بهجت به من نگاهی بکنن...امااصلا صورتشون رو به سمت من برنمیگردوندن...درحالیکه بقیه رو خیلی تحویل میگرفتن...یه لحظه تو دلم گفتم:""حمید،میگن این آقا از دل آدما هم میتونه خبر داشته باشه...تو با چه رویی انتظار داری تحویلت بگیره...تو که خودت میدونی چقدر گند زدی..."خلاصه خیلی اون لحظه تو فکرفرو رفتم...تصمیم جدی گرفتم که دور خیلی چیزا خط بکشم،وقتی برگشتیم همه شیشه های مشروب رو شکستم،کارامو سروسامون دادم،تغییر کردم،مدتی گذشت،یکماه بود که روی تصمیمی که گرفته بودم محکم واستادم،از بچه ها شنیدم که یه عده از بچه های دانشگاه دوباره میخوان برن قم،چون تازه رفته بودم با هزار منت و التماس قبول کردن که اسم من رو هم بنویسن،اما به هرحال قبول کردن...


اینبار که رسیدیم خدمت آقای بهجت،من دم در سرم رو پایین انداخته بودم،اون دفعه ایشون صورتش رو به سمتم نگرفته بود،تو حال خودم بودم که دیدم بچه ها صدام میکنن"حمید..حمید...حاج آقا باشماست"

نگاه کردم دیدم آقای بهجت به من اشاره میکنن که بیا جلوتر...آهسته در گوشم گفتن :

یکماهه که امام زمانت رو خوشحال کردی...

ترک گناه = قدم برداشتن در مسیر ظهور

منبع: گفتمان طیبه انقلاب اسلامی