در کتاب تفکر و پژوهش کلاس ششم ابتدایی فعالیتی تحت عنوان مارگیر و
اژدها وجود دارد که داستان آن به اختصار در زیر می آید:
مرد مارگیری در یک زمستان برای مارگیری به کوهستان پر از برف می رود و
اژدهای مرده ای را می بیند و در نهایت تصمیم می گیرد که اژدها را با خود به شهر برده
و در معرکه هایش ادعا کند که این اژدها را او کشته است و با کار نکرده برای خود
اعتباری دست و پا کند. وقتی که اژدها را به شهر می اورد آفتاب گرم اژدهای یخ زده
را به هوش می آورد و در جریان معرکه مرد مار گیر را می بلعد.
دیروز خبر توافقی بین ایران و 1+5 در صدر خبر های داخلی و خارجی قرار
گرفت که ازدست یابی یک راه حل برای پایان دادن به مناقشه 10 ساله هسته ای خبر می
داد.
با نگاهی به آنچه ما دادیم و آنچه گرفتیم می بینیم که در قبال آنچه
دادیم فقط 3 تا 4 میلیارد دلار از اموال بلوکه شده ما در خارج از کشور آزاد می شود
و در خصوص تحریم هایی که لغو می شود با
بررسی اقتصاددادن غربی در مدت 6 ماه آینده فقط 16 تا 17 میلیارد دلار دست ما را می
گیرد که با مجموع پول آزاد شده چیزی حدود 20 میلیارد دلار می شود که البته به
فرموده رهبر معظم انقلاب امام خامنه ای این هم شایسته تقدیر و تشکر است. اما این همه تبلیغ رسانه
ای که اصلاح طلبان به راه انداخته اند و از توافق بزرگ میان ایران و غرب سخن می
گویند ، از این توافق به عنوان «بزرگ ترین پیروزی در 34 سال گذشته یاد می کنند» من
را به یاد حکایت آن مرد مارگیر می اندازد که با ادعای کاری که نکرده بود این انتظار را
در نزد مردم ایجاد کرد که او تنها می تواند با اژدها بجنگد و او را تنها گذاشتند و
آن ادعا، مرد را به کام مرگ کشاند. توافق حاصل شده حاکی از آن است که همچنان ساختار
اصلی تحریم ها سر جای خود باقی است و تنها بخشی ازعوارض تحریم را ترمیم کرده ایم. توافق بزرگ ادعای کاری که انجام نگرفته، نیست. این ادعا مانند ادعای مرد مارگیر است. آیا ما با این ادعاها انتظارات بیش از حدی را
ایجاد نمی کنیم که با این توافق دست یابی به آنها محال می باشد.
برای ادعای دست یابی به توافق با غرب کمی زود است زیرا این اولین باری
نیست که ایران با غرب به توافق می رسد و غرب هر بار زیر توافق می زند، بار اول در
دوران اصلاحات بود که دکتر روحانی در مذاکره با تروئیکای اروپایی به توافقی جهت
اثبات صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای کشورمان میرسند و ما غنی سازی اورانیوم
را به صورت داوطلبانه تعلیق می کنیم. اما غرب زیر میز میزند و توافق را به کل
نادیده می گیرد و خواستار تعلیق کامل فعالیت های هسته ای برای همیشه می شود. در
بار دوم در دولت دهم دکتر جلیلی با 1+5 به توافق معاوضه سوخت 5 درصد با 20 درصد می
رسد که باز هم غرب توافقات را نادیده می گیرد و از تبادل سوخت خودداری می کند.
این بار سوم است که ما با غرب به توافق رسیدیم و نباید خیلی به آن
خوشبین باشیم باید صبور باشیم و با ایستادگی به راه خود ادامه دهیم. اصلاح طلبان و
رسانه های وابسته به آنها با ایجاد خوشبینی بیش از حد به نتایج توافق حاصله
انتظارات بیش از حدی را ایجاد می کنند که دست یابی به آن ها محال است و پس از فروکش کردن هیجانات ناشی از این تبلیغات دوباره شرایط اقتصادی به حال قبل برمی گردد و
اقتصاد ایران منتظر یک توافق دیگر با غرب می ماند و این یعنی شرطی شدن اقتصاد
به رفع بخشی از تحریم ها یا ترمیم بخشی از عوارض آن که هر بار باید با دادن امتیازات
دیگری به آن برسیم.
هدف دشمن نیز همین است. نه تنها دیپلمات های ایرانی (فرزندان انقلاب)
که باید ما مردم ایران نیز به آن توجه داشته باشیم و از توافق حاصل شده انتظار
معجزه نداشته باشیم.
در پایان به دوستانی که فکر می کنند ما از موضع عزت پایین آمده ایم ودیگر
ذلیل شده ایم عرض کنم نه ما از موضع عزت پایین نیامده ایم و همانطور که رهبری
فرمودند ما از این مذاکرات ضرر نخواهیم کرد بلکه در پایان این مذاکرات خواصی که
فرزندان انقلاب هستند و فکر می کنند با غرب می توان به توافق رسید به این نکته می
رسند که اصل مخالفت غرب با ما بخاطر اصل وجود جمهوری اسلامی است نه فعالیت های
هسته ای بنابراین در روحیه انقلابی گری ملت ایران افزوده خواهد شد و این روحیه ما
را با عزت تر خواهد کرد.